واژه‌نامه تخصصی حمل‌ونقل

rush

شتاب، فشار، هجوم، حمله، شتابزدگی، عجله، عجله کردن، شتافتن، شتابیدن، با سرعت گذشتن، با سرعت عبور کردن، به عجله واداشتن، دستپاچه کردن

معنی و کاربرد واژه

اصطلاح انگلیسی
rush
معادل فارسی
شتاب، فشار، هجوم، حمله، شتابزدگی، عجله، عجله کردن، شتافتن، شتابیدن، با سرعت گذشتن، با سرعت عبور کردن، به عجله واداشتن، دستپاچه کردن
منبع: واژه‌نامه سایت قدیمی پرتال حمل‌ونقل

متن منبع حفظ شده است. معادل‌ها و توضیحات این واژه‌نامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.

آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)