معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- sense
- معادل فارسی
- حس، احساس، ادراک، ذوق، طبع، حساسیت، شعور، عقل، فهم، دلیل، علت، هدف، مقصود، منظور، احساس کردن، واقف شدن، درک کردن، فهمیدن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)