واژه‌نامه تخصصی حمل‌ونقل

set

دست (ابزار و ...) دوره، سری (کتاب)، مجموعه (قوانین)، رشته، گروه، رده، شکل، ترکیب، حالت، وضع، گیرش (بتن، ملات)، قطعه سنگفرش (معماری)، گذاشتن، قرار دادن، نهادن، نصب کردن، کار گذاشتن، باعث شدن، تنظیم کردن، میزان کردن، اعمال کردن، سفت شدن، گرفتن، بستن (بتن)

معنی و کاربرد واژه

اصطلاح انگلیسی
set
معادل فارسی
دست (ابزار و ...) دوره، سری (کتاب)، مجموعه (قوانین)، رشته، گروه، رده، شکل، ترکیب، حالت، وضع، گیرش (بتن، ملات)، قطعه سنگفرش (معماری)، گذاشتن، قرار دادن، نهادن، نصب کردن، کار گذاشتن، باعث شدن، تنظیم کردن، میزان کردن، اعمال کردن، سفت شدن، گرفتن، بستن (بتن)
منبع: واژه‌نامه سایت قدیمی پرتال حمل‌ونقل

متن منبع حفظ شده است. معادل‌ها و توضیحات این واژه‌نامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.

آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)