معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- sight
- معادل فارسی
- بینایی، دید، رؤیت، مشاهده، میدان دید، منظره، چشمانداز، دیدن، رؤیت کردن، مشاهده کردن، بررسی کردن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)