معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- sound
- معادل فارسی
- سالم، بیعیب، درست، محکم، سلیم، منطقی، مطمئن، قابل اعتماد، کامل، دقیق، صحیح، عمیق، صوت، صدا، آوا، لحن، صوتی، (مربوط به) صوت، به نظر آمدن، به نظر رسیدن، احساس شدن، صدا دادان، صدا کردن، به صدا درآوردن، نواختن، عمقسنجی کردن، ژرفایابی کردن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)