معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- sponsor
- معادل فارسی
- ضامن، متعهد، کفیل، حامی، پشتیبان، بانی، حمایت کردن، ضامن شدن، ضمانت کردن، متعهد شدن، مسؤولیت به عهده گرفتن، برگزار کردن، سازمان دادن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)