معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- spring
- معادل فارسی
- پرش، جهش، جست، چشمه، سرچشمه، فنر، فنری، کشسانی، خاصیت ارتجاعی، بهار، فصل بهار، پریدن، جهیدن، به کار افتادن، به کار انداختن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)