معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- stay
- معادل فارسی
- مهار (سازه)، توقف، اقامت، ماندن، باقی ماندن، درنگ کردن، ایستادن، متوقف کردن، اقامت کردن، به تعویق انداختن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)