معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- stop
- معادل فارسی
- توقف، ایست، مکث، وقفه، ایستگاه (اتوبوس، قطار و ...)، متوقف کردن، نگه داشتن، قطع کردن، کنار گذاشتن، بستن، گرفتن، پر کردن، متوقف شدن، بند آمدن (باران)، ماندن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)