واژه‌نامه تخصصی حمل‌ونقل

strike

ضربه، برخورد، اعتصاب، حمله، هجوم، یورش، خوردن، اصابت ک ردن، برخورد کردن، ضربه زدن، ایجاد کردن (جرقه)، روشن کردن (کبریت)، به خاطر رسیدن، به مغز خطور کردن، شروع شدن، ‌در گرفتن (طوفان)، روی دادن، حادث شدن، اعتصاب کردن

معنی و کاربرد واژه

اصطلاح انگلیسی
strike
معادل فارسی
ضربه، برخورد، اعتصاب، حمله، هجوم، یورش، خوردن، اصابت ک ردن، برخورد کردن، ضربه زدن، ایجاد کردن (جرقه)، روشن کردن (کبریت)، به خاطر رسیدن، به مغز خطور کردن، شروع شدن، ‌در گرفتن (طوفان)، روی دادن، حادث شدن، اعتصاب کردن
منبع: واژه‌نامه سایت قدیمی پرتال حمل‌ونقل

متن منبع حفظ شده است. معادل‌ها و توضیحات این واژه‌نامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.

آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)