معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- supply
- معادل فارسی
- عرضه، تهیه، تأمین، تدارک، تدارکاتی، تدارکات، موجودی، ذخیره، لوازم ضروری، لوازم، ضروریات، تأمین کردن، فراهم کردن، تهیه کردن، تدارک دیدن، برآوردن (نیاز)، عرضه کردن، پیدا کردن، به دست آوردن (پاسخ)
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)