معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- support
- معادل فارسی
- تکیهگاه، نگهدارنده، تیر تقویت، حمایت، پشتیبانی، کمک، یاری، مساعدت، حمل کردن، نگه داشتن، تحمل کردن، حمایت کردن، پشتیبانی کردن، یاری رساندن، تأیید کردن، کمک مالی کردن، تأمین کردن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)