معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- train
- معادل فارسی
- قطار، ترن، ردیف، صف، کاروان، زنجیره، دنباله، تربیت کردن، آموزش دادن، آموزش دیدن، تمرین کردن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)