معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- warrant
- معادل فارسی
- دستور کتبی، حکم، مجوز، اجازه، حواله، رسید، فیش، کوپن، عذر موجه، دلیل قانع کننده، توجیه کردن، موجه ساختن، اقتضا کردن، تضمین کردن ضمانت کردن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)