معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- water
- معادل فارسی
- آب، رود، دریاچه، دریا، آب دادن، آب پاشیدن، آب ریختن، جاری بودن (رود)، آبیاری کردن، آب رساندن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)