معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- broken
- معادل فارسی
- شکسته، خرد شده، پاره، ناهموار، پست و بلند (زمین)، پردستانداز (جاده)، متغیر (هوا)، ناتمام (سفر)، نقض شده، زیر پاگذاشته شده، منقطع، شکسته، موجدار
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)