معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- deputy
- معادل فارسی
- قائممقام، جانشین، کفیل، نایب، معاون (اداره، سازمان)، نماینده، عضو هیأت نمایندگی، نماینده مجلس
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)