معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- detached
- معادل فارسی
- جدا، سوا، مجزا (بخش، قسمت)، بیطرفانه، مستقل (رفتار، عقیده)، جدا افتاده، تنها
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)