معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- direct
- معادل فارسی
- مستقیم، راست (خط، راه)، بیواسطه (علت، نتیجه)، آنی، فوری (خطر)، صریح، قاطع، آشکار، کامل، محض، راهنمایی کردن، هدایت کردن، فرستادن، ارسال کردن، اداره کردن، نظارت کردن، رهبری کردن، دستور دادن، توصیه کردن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)