معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- disorder
- معادل فارسی
- بینظمی، آشفتگی، به همریختگی، نابسامانی، ناآرامی، شلوغی، اختلال، ناراحتی، بینظمی، به هم زدن، مختل کردن، خراب کردن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)