واژه‌نامه تخصصی حمل‌ونقل

establish

بنیاد نهادن، بنا کردن، پایه‌ریزی کردن، برپا کردن، تأسیس کردن، تشکیل دادن، ایجاد کردن، برقرار کردن، تثبیت کردن، محرز کردن، محقق کردن، رسمیت بخشیدن

معنی و کاربرد واژه

اصطلاح انگلیسی
establish
معادل فارسی
بنیاد نهادن، بنا کردن، پایه‌ریزی کردن، برپا کردن، تأسیس کردن، تشکیل دادن، ایجاد کردن، برقرار کردن، تثبیت کردن، محرز کردن، محقق کردن، رسمیت بخشیدن
منبع: واژه‌نامه سایت قدیمی پرتال حمل‌ونقل

متن منبع حفظ شده است. معادل‌ها و توضیحات این واژه‌نامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.

آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)