واژه‌نامه تخصصی حمل‌ونقل

exercise

فعالیت، کار، عمل، ورزش، تمرین، ممارست، مشق، مانور (نظامی)، اعمال، بکارگیری، استفاده، بهره‌گیری، ورزش دادن، تمرین دادن، اعمال کردن، به کارگرفتن، به کار انداختن، استفاده کردن، ورزش کردن، تمرین کردن، فعالیت کردن

معنی و کاربرد واژه

اصطلاح انگلیسی
exercise
معادل فارسی
فعالیت، کار، عمل، ورزش، تمرین، ممارست، مشق، مانور (نظامی)، اعمال، بکارگیری، استفاده، بهره‌گیری، ورزش دادن، تمرین دادن، اعمال کردن، به کارگرفتن، به کار انداختن، استفاده کردن، ورزش کردن، تمرین کردن، فعالیت کردن
منبع: واژه‌نامه سایت قدیمی پرتال حمل‌ونقل

متن منبع حفظ شده است. معادل‌ها و توضیحات این واژه‌نامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.

آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)