معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- failure
- معادل فارسی
- گسیختگی، ویرانی (سازه، خاک)، شکست، ناکامی، عدم موفقیت، ورشکسته، درمانده، قطع (برق، گاز)، افت، نقصان، تقلیل، وقفه، توقف، خرابی، نقص، ضعف، نارسایی، ورشکستگی، کوتاهی، قصور
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)