معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- filter
- معادل فارسی
- فیلتر، صافی، پالایه، صافکن، علامت گردش به چپ آزاد، چراغ گردش آزاد (بریتانیا)، از صافی گذراندن، فیلتر کردن، تصفیه کردن، عبور کردن، گذشتن، گردش کردن، آزادانه گردش کردن (ترافیک)
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)