معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- find
- معادل فارسی
- یافته، کشف، اکتشاف، پیدا کردن، یافتن، کشف کردن، دریافت، فهمیدن، متوجه شدن، دیدن، احساس کردن، روشن کردن، معلوم کردن، وجود داشتن، یافت شدن، فراهم کردن، تهیه کردن، اعلام کردن، خواندن، تشخیص دادن، شناختن (حقوق)
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)