معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- firm
- معادل فارسی
- سفت، سخت، محکم، پایدار، استوار، راسخ، جدی، مصمم، باثبات، قابل اطمینان، قطعی، شرکت، مؤسسه تجاری، تجارتخانه، بنگاه تجاری، سفت کردن، محکم کردن، قطعی کردن، قطعیت بخشیدن، استحکام بخشیدن، سفت شدن، محکم شدن، دوباره رونق گرفتن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)