معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- fog
- معادل فارسی
- مه، مهگرفتگی، تاریکی هوا، تارشدگی، تیرگی، سردرگمی، ابهام، در مه پوشاندن، تار کردن، گیج کردن، در ابهام گذاشتن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)