معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- form
- معادل فارسی
- قالب (بتن)، شکل، حجم (معماری)، هیأت، صورت، آرایش، ترکیب، نوع، قسم، جور، گونه، سبک، شیوه، طرز، آیین، عادت، فرم، ورقه، برگ، شرایط، وضعیت، حالت، شکل دادن، ساختن، درست کردن، پدید آوردن، پروراندن، پرورش دادن، پیدا کردن، کسب کردن، تشکیل دادن، ایجاد کردن، دایر کردن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)