معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- formation
- معادل فارسی
- سازنده، تشکیلات (زمینشناسی)، سطح نهایی، زیرگاه (کارهای خاکی)، شکلگیری، شکلبندی، صورتبندی، شکل گرفتن، تشکیل، تأسیس، ایجاد، پیدایش، تکوین، شکل، صورت، آرایش، نظم، تنظیم
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)