معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- forward
- معادل فارسی
- جلویی، جلو، پیشین، مقدم، به جلو، به پیش، جلو افتاده، پیشافتاده، پیشرفته، آماده، مشتاق، پیشگام، پیشتاز، پیشرو، به پیشرفت کمک کردن، پیش بردن، جلو بردن، ارسال کردن، فرستادن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)