معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- frame
- معادل فارسی
- چارچوب، قاب، تیر پایه، اسکلت، اسکلتبندی، استخوانبندی، شاسی (اتومبیل)، بدنه، تنه (دوچرخه)، بدن، تن، نظام، ساخت، ساختار، ساختمان، زمینه، متن، حوزه، ساختن، بنا کردن، طرح ریختن، شکل دادن، پرداختن، احاطه کردن، در خود گرفتن، بیان کردن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)