معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- freeze
- معادل فارسی
- یخبندان، سرمای شدید، تثبیت (قیمتها)، یخبندان شدن، یخبندان بودن، یخ زدن، منجمد شدن، تکان نخوردن، بی حرکت ماندن، بلوکه کردن (دارایی، اموال)، مسدود کردن (حساب)، تثبیت کردن، ثابت نگه داشتن (قیمتها)
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)