معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- frost
- معادل فارسی
- سرمای زیر صفر، یخبندان، برفک، شبنم، سردی، خشکی، با برفک پوشاندن، باعث برفک زدن شدن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)