به گزارش پرتال حملونقل به قلم سیدعلی سیدصدر خبرنگار تخصصی اقتصاد ، لجستیک و حملونقل ، در سالهایی که زنجیرههای تأمین جهانی بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر بحرانهای ژئوپلیتیکی ، اختلالات دریایی ، تغییر مسیرهای تجاری و رقابت کشورها برای جذب جریان کالا قرار گرفتهاند ، مفهوم «کریدور» از یک مسیر ساده حملونقل فراتر رفته است . امروز کشورها دیگر صرفاً به دنبال ساخت جاده ، توسعه بندر یا افزایش ظرفیت انبارها نیستند ؛ بلکه تلاش میکنند شبکهای از زیرساختها ایجاد کنند که بتواند کالا را سریعتر ، امنتر و با ارزش افزوده بیشتر جابهجا کند .
در چنین شرایطی ، اتصال زمینی میان عمان و عربستان از مسیر ربعالخالی و شکلگیری مسیر لجستیکی میان بندر صحار عمان و مجموعه صنعتی و لجستیکی SPARK در شرق عربستان را باید بخشی از یک رقابت بزرگتر در خلیج فارس دانست ؛ رقابتی که موضوع اصلی آن نه یک جاده چندصد کیلومتری ، بلکه کنترل مسیرهای آینده تجارت منطقهای است .
این پروژه در نگاه نخست شاید تنها یک اتصال جادهای میان دو کشور به نظر برسد ؛ مسیری که از یکی از خشکترین و دشوارترین مناطق جهان عبور میکند و امکان ارتباط مستقیم زمینی میان عمان و عربستان را فراهم کرده است . اما در لایه عمیقتر ، این مسیر در حال ایجاد پیوند میان دو ظرفیت اقتصادی متفاوت است : ظرفیت دریایی عمان و ظرفیت صنعتی ، مصرفی و لجستیکی عربستان .
به بیان دیگر ، جادهای که از دل ربعالخالی عبور میکند ، قرار نیست صرفاً کامیونها را از نقطهای به نقطه دیگر منتقل کند ؛ هدف اصلی آن ایجاد یک زنجیره اقتصادی جدید است که بتواند جریان کالا را از آبهای آزاد به قلب بازار عربستان منتقل کند .
ربعالخالی ؛ زمانی یک مانع جغرافیایی ، امروز یک مسیر اقتصادی
منطقه ربعالخالی برای دههها یکی از بزرگترین موانع طبیعی در ارتباط میان بخشهایی از شبهجزیره عربستان محسوب میشد . وسعت عظیم بیابان ، شرایط اقلیمی سخت ، کمبود زیرساختهای پشتیبان و دشواری عملیات عمرانی ، عبور از این منطقه را به یک چالش مهندسی تبدیل کرده بود .
با این حال ، تجربه کشورهای منطقه نشان داده است که در اقتصاد جدید، جغرافیا دیگر یک محدودیت مطلق نیست . سرمایهگذاری در زیرساخت میتواند حتی دشوارترین مناطق طبیعی را به مسیرهای اقتصادی تبدیل کند .
جاده مستقیم عمان – عربستان که بخش قابل توجهی از آن در خاک عربستان و در محدوده ربعالخالی قرار دارد ، از این منظر یک پروژه صرفاً عمرانی نیست؛ بلکه بخشی از تلاش دو کشور برای کاهش اصطکاکهای جغرافیایی و ایجاد یک مسیر مستقل تجاری است .
پیش از ایجاد این مسیر ، ارتباط زمینی میان عمان و عربستان در بسیاری از موارد نیازمند عبور از خاک امارات بود . اکنون این اتصال مستقیم، امکان تعریف مسیرهای جدید تجاری را فراهم کرده است؛ مسیری که میتواند در برخی زنجیرههای تأمین ، زمان و هزینه انتقال کالا را کاهش دهد .
صحار ؛ از یک بندر صنعتی تا یک دروازه لجستیکی
در سوی عمانی این کریدور ، بندر صحار قرار دارد ؛ بندری که طی سالهای گذشته به یکی از مهمترین محورهای توسعه اقتصادی عمان تبدیل شده است .
مزیت اصلی صحار تنها ظرفیت بندری آن نیست . موقعیت جغرافیایی این بندر در ساحل دریای عمان ، خارج از محدوده داخلی خلیج فارس ، به آن امکان دسترسی مستقیمتر به مسیرهای اقیانوس هند ، بازارهای آسیایی و مسیرهای تجاری شرق آفریقا را میدهد .
عمان در سالهای اخیر تلاش کرده است از مدل سنتی اقتصاد بندری فاصله بگیرد ؛ مدلی که در آن بندر صرفاً محل ورود و خروج کالا است . راهبرد جدید این کشور بر تبدیل بنادر به بخشی از یک زنجیره ارزش متمرکز است ؛ یعنی کالا نه فقط وارد شود، بلکه در کنار حملونقل ، در فرآیندهای صنعتی ، ذخیرهسازی ، پردازش و توزیع نیز نقش پیدا کند .
از این منظر ، اتصال صحار به عربستان میتواند جایگاه این بندر را ارتقا دهد . صحار میتواند به عنوان یک دروازه دریایی برای ورود کالا به بازار عربستان و حتی بخشهایی از منطقه عمل کند ؛ بهویژه برای کالاهایی که سرعت ، انعطاف مسیر و کاهش ریسک برای آنها اهمیت بیشتری از پایینترین هزینه ممکن دارد .
SPARK ؛ مقصدی فراتر از یک بندر خشک
در سوی دیگر مسیر ، عربستان سعودی قرار دارد ؛ کشوری که در چارچوب چشمانداز ۲۰۳۰ خود ، لجستیک را به عنوان یکی از پایههای اصلی تنوعبخشی اقتصادی تعریف کرده است .
برای عربستان ، توسعه زیرساخت حملونقل تنها موضوع جابهجایی کالا نیست ؛ بلکه بخشی از برنامه تبدیل شدن به یک مرکز تولید ، تجارت و خدمات در منطقه است .
مجموعه SPARK یا پارک انرژی ملک سلمان یکی از پروژههایی است که در همین چارچوب توسعه یافته است . این منطقه قرار است به یک مرکز صنعتی و لجستیکی تبدیل شود که صنایع انرژی ، خدمات زنجیره تأمین ، انبارداری ، تولید و فعالیتهای مرتبط با بخشهای مختلف اقتصادی را در کنار هم قرار دهد .
اتصال صحار به SPARK اهمیت خود را از همین نقطه پیدا میکند . این مسیر میتواند یک ارتباط مستقیم میان یک بندر دریایی و یک مرکز صنعتی ایجاد کند ؛ یعنی کالا تنها عبور نمیکند ، بلکه وارد یک چرخه اقتصادی میشود .
در واقع ، ارزش واقعی این کریدور زمانی آشکار میشود که آن را نه به عنوان مسیر انتقال ، بلکه به عنوان بخشی از یک شبکه تولید و توزیع نگاه کنیم .
رقابت جدید در خلیج فارس ؛ بندرها جای خود را به شبکهها میدهند
تحولات اخیر خلیج فارس نشان میدهد که رقابت منطقهای وارد مرحله جدیدی شده است . در گذشته ، رقابت اصلی میان بنادر بود ؛ هر کشوری تلاش میکرد ظرفیت بندری بیشتری ایجاد کند و خطوط کشتیرانی بیشتری جذب کند .
اما امروز معادله تغییر کرده است . یک بندر بدون اتصال مناسب به شبکه زمینی، ریلی، صنعتی و خدماتی ، مزیت محدودی خواهد داشت .
امارات متحده عربی طی سالهای گذشته با مدل جبلعلی ، مناطق آزاد و خدمات تجاری گسترده ، یکی از موفقترین نمونههای هاب لجستیکی منطقه بوده است. اکنون عمان و عربستان تلاش میکنند با مدلهای متفاوت ، جایگاه خود را در این رقابت تقویت کنند .
عمان بر مزیت موقعیت دریایی و دسترسی به اقیانوس هند تکیه دارد و عربستان بر بازار داخلی بزرگ ، منابع سرمایهگذاری و برنامه صنعتی خود .
کریدور صحار – اسپارک را باید در همین چارچوب دید ؛ نه به عنوان جایگزینی فوری برای مسیرهای موجود ، بلکه به عنوان بخشی از تلاش منطقه برای ایجاد چندین مسیر مکمل و افزایش قدرت انتخاب در زنجیرههای تأمین .
مسیر زمینی جدید ؛ جایگزین دریا یا مکمل آن ؟
یکی از برداشتهایی که درباره چنین پروژههایی مطرح میشود ، این است که آنها میتوانند جایگزینی برای مسیرهای دریایی، بهویژه در شرایط افزایش ریسکهای منطقهای ، باشند . اما از منظر اقتصادی حملونقل ، واقعیت پیچیدهتر است .
حمل دریایی همچنان ستون اصلی تجارت جهانی باقی خواهد ماند ، زیرا هیچ مسیر زمینی توان رقابت با دریا در انتقال حجم عظیم کالا را ندارد .
اما اقتصاد امروز تنها به دنبال ارزانترین مسیر نیست ؛ بلکه به دنبال مسیرهایی است که در برابر بحرانها مقاوم باشند .
شرکتهای بزرگ جهانی اکنون مفهوم تابآوری زنجیره تأمین را به اندازه هزینه حملونقل مهم میدانند . داشتن مسیرهای جایگزین ، حتی اگر همیشه ارزانترین گزینه نباشند ، میتواند در شرایط بحرانی ارزش اقتصادی بالایی ایجاد کند .
بنابراین اهمیت کریدور صحار – اسپارک در حذف مسیرهای موجود نیست ؛ بلکه در ایجاد یک گزینه جدید در شبکه حملونقل منطقه است .
پیام این تحول برای ایران
تحولات لجستیکی در خلیج فارس یک پیام مهم برای اقتصاد حملونقل ایران دارد . موقعیت جغرافیایی به تنهایی دیگر یک مزیت تضمینشده نیست .
کشورها زمانی از موقعیت ترانزیتی خود بهره اقتصادی میبرند که بتوانند آن را به یک شبکه کارآمد تبدیل کنند ؛ شبکهای که شامل زیرساخت مناسب ، خدمات گمرکی سریع ، اتصال ریلی ، مراکز لجستیکی و فرآیندهای دیجیتال باشد .
ایران از نظر جغرافیایی ظرفیت قرار گرفتن در مسیرهای مهم منطقهای را دارد ، اما تجربه کشورهای همسایه نشان میدهد که در عصر جدید لجستیک ، صرف قرار گرفتن روی نقشه کافی نیست .
رقابت آینده میان کشورهایی خواهد بود که بتوانند جریان کالا را مدیریت کنند ، نه صرفاً کشورهایی که در مسیر عبور آن قرار گرفتهاند .
کریدور صحار – اسپارک ، فارغ از حجم واقعی بار و میزان موفقیت عملیاتی آن در سالهای آینده ، یک پیام روشن دارد : خلیج فارس در حال ورود به دورهای است که در آن قدرت اقتصادی کشورها نه فقط با منابع طبیعی یا ظرفیت تولید ، بلکه با توانایی آنها در ساخت شبکههای اتصال سنجیده خواهد شد .
جادهای که از دل ربعالخالی عبور میکند ، در واقع بخشی از نبرد بزرگتری برای تعیین جایگاه کشورها در نقشه آینده تجارت منطقهای است .
منبع: پرتال حمل و نقل






دیدگاهها
اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.