گفتن گزارههای نامرتبط ، متعارض و متضاد در فرهنگ سیاسی ایران بسیار متداول است . شاید هم موضوع ژرفتر از این باشد و در نظام معرفتی ما ایرانیان رخنه کردهباشد .
دوستی اخیرا گفتهاست : اگر همه چیز را به بازار بسپاریم و فکر کنیم که دست نامرئی قیمت بازارها را میتواند متعادل کند این تفکر و اقدامات مبنی بر آن ، موجب از دست رفتن اقشار ضعیف کشور میشود . البته این سخن جدید نیست و هر روزه از سوی کسان زیادی برای توجیه سیاستهای صدها بار شکستخورده در توزیع بیحاصل منابع عمومی بیان میشود .
کسان دیگری نیز کمی آن طرفتر همین سخنان را البته با هدف جنگ مقدس با لیبرالیزم بیان میکنند . رسانه و ضدرسانه زنجیرهای نیز این ماموریت بزرگ را لحظهای از یاد نمیبرند و مرتب به با بوق و کرنا به آن میپردازند . چه ارتباطی بین این دو وجه وجود دارد ؟ البته مرحوم والد فرمودهاند که هیچ ارتباطی نیست !
طنز داستان در این است که همین دوستان و حضرات هر روز ختم ام من یجیب برای سرعتیافتن فرایند خصوصیسازی جلب سرمایهی بخش خصوصی و حتی سرمایهی خارجی میگیرند . فرضِ ذهنی حضرات این است که عدهای بهعنوانِ سرمایهگذار باید یافت شوند تا سرمایهگذاری کنند ، سازمان حمایت برای محصول و خدمت آنان قیمتگذاری کند و تعزیرات هم انبارِ آنان را تاراج کند و در پایان آنان نیز بسیار خشنود و سپاسگزار باشند و به سرمایهگذاری ادامهدهند .
اگر هم کسی اعتراض کرد ، پاسخ روشن است : ۱- این نظریهها در ایران جواب نمیدهد ۲- مرگ بر لیبرالیزم ۳- در حال جنگ اقتصادی با امریکا هستیم . متاسفانه خدای تعالی حاضر به تغییر سنت خود به نفع حضرات و پذیرش سنت متعارض نیست . لذا ختم و التجای حضرات بدون استجابت باقی میماند .
منبع: پرتال حمل و نقل






دیدگاهها
اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.