معمولا در دورههای آموزشی مرکز کنترل عملیات (OCC) که بارها افتخار برگزاریاش را برای تیمهای خوب شرکتهای هواپیمایی داشتم ، بسیار زیاد روی هماهنگی لحظهای و تصمیمگیریهای دقیق در شرایط پیچیده عملیاتی تاکید میکردم .
همه ما میدانیم که OCC مثل یک فرمانده میدان نبرد ، ناوگان را در آسمان هدایت میکند . اما سوال کلیدی اینجاست که این فرمانده چقدر از سلامت واقعی و توان جنگیِ سربازانش – یعنی هواپیماها – در لحظه ، خبر دارد ؟ اینجا جایی است که یک قهرمان گمنام وارد میشود ؛ مرکز کنترل تعمیر و نگهداری یا MCC . ارتباط بین این دو واحد ، مثل ارتباط بین اتاق جنگ و واحد اطلاعات و پشتیبانی فنی است ؛ اگر این ارتباط قطع یا مخدوش باشد ، بهترین فرمانده هم نمیتواند تصمیم درستی بگیرد . راستش را بخواهید ، در بسیاری از دورههای OCC که برگزار کردم ، جای خالی یک تحلیل عمیق و کاربردی از این پیوند حیاتی با MCC ، همیشه احساس میشد ؛ پیوندی که میتواند سرنوشت یک پرواز یا حتی سودآوری یک ایرلاین را تغییر دهد .
و این فقط تئوری نیست . خاطرم هست حدود پنج ماه به عنوان مشاور در کنار یکی از شرکتهای هواپیمایی داخلی بودم . تمرکز اصلی ما دقیقاً روی همین پل ارتباطی بین عملیات و بخش فنی ، یعنی تقویت نقش MCC و هماهنگیاش با OCC بود . نتایج ، حتی برای خود من هم که به این فرآیند باور داشتم ، شگفتانگیز بود ! توانستیم به شکل محسوسی جلوی بسیاری از تاخیرات فنی را بگیریم ، هزینههای مرتبط با آنها را کاهش دهیم و در نهایت ، ساعت پروازی مفید ناوگان را بالا ببریم . جالبتر اینکه ، بعضی از مشکلات حل شده ، آیتمهایی با تکرار واقعاً عجیب و باورنکردنی بودند ؛ مثلاً نقصهای تکرارشونده در سیستم ترمز یک تایپ خاص که زمینگیر شدنهای مکرر و پرهزینهای را به شرکت تحمیل میکرد و با یک نگاه سیستمی و ارتباط درست اطلاعات بین فنی و عملیات ، ریشهیابی و مدیریت شد . این تجربه به من ثابت کرد که بهبود این ارتباط، نه یک هزینه، بلکه یک سرمایهگذاری با بازدهی فوقالعاده بالاست .
بگذارید داستانی واقعیتر برایتان بگویم . تصور کنید یک هواپیما ، به خاطر نقصی که بارها تکرار شده – مثلاً یک هشدار گاه و بیگاه در کابین که ظاهراً رفع شده اما دوباره برمیگردد – مجبور به بازگشت از میانه راه (Air Turn Back) میشود . مسافران سرگردان ، هزینههای هنگفت سوخت مصرف شده ، تاخیر آبشاری در پروازهای بعدی و از همه بدتر ، لکهدار شدن اعتبار ایرلاین . حالا فکر کنید اگر واحد MCC ، نه فقط به عنوان یک ثبتکننده نواقص ، بلکه به عنوان یک مرکز تحلیل هوشمند ، با اختیارات کافی ، الگوی این تکرارها را زودتر شناسایی میکرد ، ریشهیابی دقیق انجام میداد (که این خود نیازمند بررسی دقیق و کامل دادههای ثبت شده در لاگبوکهاست ، کاری که گاهی با کمال تعجب ، به صورت سطحی انجام میشود!) و به تیمهای فنی و عملیات (OCC) هشدار جدی میداد ، چه اتفاقی میافتاد ؟ شاید کل این سناریوی پرهزینه و پردردسر ، هرگز رخ نمیداد . شرکتهای هواپیمایی تراز اول دنیا ، فقط با بهینهسازی همین ارتباط و توانمندسازی MCC خود ، توانستهاند چیزی حدود ۱۵ تا ۲۵ درصد از تاخیرات فنی خود را کم کنند . این عدد را به ریال یا دلار تبدیل کنید ، آن هم در شرایط اقتصادی امروز ایران ! عددش آنقدر بزرگ میشود که میتواند بودجه توسعه بخش قابل توجهی از شرکت را تامین کند !
متاسفانه ، گاهی شنیدهها و دیدهها در صنعت خودمان ، تصویر متفاوتی را نشان میدهد . وقتی مدیری دلسوز ، از تکرار بیمنطق نقصهای فنی و تاخیرهای عجیب و غریب گله میکند ، این فقط نوک کوه یخ است . ریشه مشکل کجاست ؟ شاید در ساختارهایی که قدرت تحلیل و نظارت را از MCC گرفتهاند و شاید عمیقتر از آن ، مشکل این باشد که گاهی خود دپارتمانهای مدیریت صلاحیت پروازی (CAMO) و بخشهای حیاتیشان مثل MCC و مهندسی ، آنطور که باید و شاید ، نقش استراتژیک و حساس خود را جدی نمیگیرند . وقتی MCC از یک "چشم بینا" و "مغز متفکر" فنی، به یک "بایگان" تقلیل پیدا کند، وقتی گزارشهای تحلیل ریشهای نواقص تکراریاش (RDN ها) جدی گرفته نشوند ، نتیجهاش همین میشود که میبینیم .
اینجاست که نقش آموزشهای تخصصی و مستمر پررنگتر هم میشود . خاطرم هست همان زمان که فضای فیزیکی OCC در حال شکلگیری بود و آموزشهای مقدماتی اولیه را ارائه میدادم ، به مدیران وقت تاکید کردم که کار تازه شروع شده! نیاز حیاتی وجود دارد که آموزشهای OCC ، فراتر از دوره اولیه ، به صورت تفصیلی و تخصصی برای هر بخش مرتبط (از جمله ارتباط تنگاتنگ با MCC و مهندسی) ادامه پیدا کند . چون هر کدام از این واحدها، زبان و نیازهای خاص خود را دارند و درک متقابل عمیق ، کلید همکاری مؤثر است . متاسفانه ، این پیشنهاد آنطور که باید ، جدی گرفته نشد و شاید بخشی از چالشهای امروز ، ریشه در همین نگاه تقلیلگرایانه به آموزشهای تخصصی و پیوسته داشته باشد .
من به واسطه سالها تدریس و کار نزدیک با تیمهای عملیاتی و فنی ، ایمان دارم که پتانسیل عظیمی در شرکتهای هواپیمایی ما برای بهبود وجود دارد. احیای قدرت واقعی MCC ، تعریف دقیق اختیاراتش ، ایجاد یک پل ارتباطی فولادین و شفاف با OCC و سرمایهگذاری روی آموزشهای تخصصی و مستمر برای همه حلقههای این زنجیر ، یک ضرورت انکارناپذیر است .
مدیران عزیزی که شبانهروز دغدغه ایمنی ، کاهش تاخیر ، کنترل هزینه و افزایش بهرهوری را دارید ، بیایید یک بار دیگر ، با نگاهی تازه و شجاعانه ، به ساختار ارتباطی بین عملیات و مهندسی و تعمیرات ، به خصوص نقش MCC و اهمیت آموزشهای تخصصی پیونددهنده ، بیاندیشیم . شاید همان گره کوری که مدتهاست به دنبال باز کردنش هستید ، با تقویت و بازتعریف همین حلقههای بهظاهر کوچک اما حیاتی ، به سادگی باز شود . تجربیات موفق (حتی در داخل کشور خودمان) و دانش بومیشدهای که در این سالها اندوختهایم ، میتواند چراغ راه این مسیر باشد . آیا آمادهاید تا با هم ، این پتانسیل پنهان را به یک مزیت رقابتی واقعی تبدیل کنیم ؟
نویسنده : خلیل الله معمارزاده
منتظر حضور شما در پیج اینستاگرام iranway هستیم
منبع: پرتال حمل و نقل






دیدگاهها
اولین دیدگاه را دربارهٔ این خبر بنویسید.