سابزنی، سنگزنی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rسنگساب
آزمایش مالش (بتن)
قلوهسنگ، خردهسنگ، لاشهسنگ
بتن لاشهسنگی
زهکش سنگچین
سنگچین لاشهای، بنایی با سنگ لاشه
زبری، ضریب زبری
ویرانی، خرابی، نابودی، فروپاشی، ویرانه، خرابه، مخروبه، ویران کردن، خراب کردن، از بین بردن، فاسد کردن، ضایع کردن
قاعده، اصل، قانون، دستور، رسم، آیین، عرف، قدرت، نفوذ، خطکش، متر، شمشه، اندازهگیر، خط مستقیم، جکومت کردن، فرمان راندن، حکم صادر کردن، تسلط داشتن، غلبه کردن، خطکشی کردن
اعمال قانون
قانون عبورومرور، قانون ترافیک
قاعده مداخله، فرمول مداخله
حکم، تصمیم، رأی، خطکشی، حاکم، مسلط، غالب
حکم دادگاه، رأی دادگاه
غرش، صدا، غرش کردن، غریدن