دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۱,۸۳۵ مدخل · حرف R
پاک کردن فیلترها ×

برون‌شهری، خارج شهر، روستایی، (مربوط به) روستا، (مربوط به) حومه، محلی، ولایتی، شهرستانی

شتاب، فشار، هجوم، حمله، شتابزدگی، عجله، عجله کردن، شتافتن، شتابیدن، با سرعت گذشتن، با سرعت عبور کردن، به عجله واداشتن، دستپاچه کردن

زنگ، زنگار، زنگ‌زده، زنگ زدن، خوردگی پیدا کردن، خورده شدن، پوسیدن