قیر زودگیر، قیر محلول زودگیر
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۳۵ مدخل · حرف Rقیر محلول زودگیر، قیر زودگیر
سیستم حملونقل سریع، سیستم ترانزیت سریع
ترافیک میانبر
توضیح تکمیلی
(میانبر زدن از خیابانهای فرعی برای پرهیز از ترافیک سنگین)
نرخ، آهنگ، نسبت، معیار، میزان، اندازه، درجه، مرتبه، پایه، دستمزد، قیمت، تعرفه، بها، سرعت، شتاب، مالیات، عوارض شهرداری (خانه، زمین و ...)، به حساب آوردن، به شمار آوردن، بها دادن، ارزشمند قلمداد کردن، تخمین زدن، برآورد کردن، ارزیابی کردن، شمردن، نرخ بستن، نرخ مالیات تعیین کردن، به حساب آمدن، به شمار آمدن
میزان تصادفات، نرخ تصادفات
نرخ بهره بانکی
درصد خطای دوتایی (خطای دید)، میزان اشتباه دو دویی
تعدادبیتهای پردازش شده در واحد زمان
میزان خطای کلی
میزان الکل در خون
نرخ تلفات، میزان تلفات
نرخ مرگومیر، میزان مرگومیر
نرخ خرابی، میزان خرابی
نرخ تنزیل، نرخ تحفیف
نرخ ثابت، تعرفه یکنواخت