قانون مجلس، قانون مصوبه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sقانونی، مقرر، مطابق با قانون، طبق قانون، طبق مقررات
صلاحیت (اختیار) قانونی
شرکت قانونی
صاحب امتیاز قانونی
معیار قانونی، اقدام قانونی، برآورد قانونی
اختیار قانونی، قدرت قانونی
رویه قانونی
مهار (سازه)، توقف، اقامت، ماندن، باقی ماندن، درنگ کردن، ایستادن، متوقف کردن، اقامت کردن، به تعویق انداختن
توقف طولانی
حداکثر توقف مجاز
توقف کوتاهمدت
قالب دایمی
در خط خود برانید
شمع مهار
زمان توقف، مدت زمان توقف