دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۹۰۰ مدخل · حرف I
پاک کردن فیلترها ×

تضمین پرداخت خسارت، تعهد پرداخت غرامت، بیمه، پرداخت خسارت، پرداخت غرامت، جبران زیان، غرامت، خسارت، تاوان

سفارش واردات، سفارش خارجی، سفارش، درخواست، (کالا) به خارج سفارش دادن، دندانه‌دار کردن، کنگره‌دار کردن، دندانه دندانه کردن

بی‌نیاز، مستقل، آزاد، منفرد، بی‌طرف، خصوصی، غیر دولتی، مستقل از منابع دیگر

موجر مستقل

توضیح تکمیلی

موجری که از طرف مستاجرینش ، از فروشندگان ، تولید کنندگان یا توزیع کنندگان متعددی تجهیزات می خرد.

شاخص، نشانه، نماینده، شاخص‌گذاری، عقربه، فهرست (راهنما)، نمایه، تعدیل کردن، متعادل کردن، شاخص‌گذاری کردن، فهرست تهیه کردن، در فهرست آوردن، فهرست کردن