مثلث اخطار، مثلث هشدا ]نقص یا خرابی وسیله نقلیه[
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلتاب، تاب خوردگی، پیچ خوردگی، انحراف، تاب خوردن، تاب برداشتن، تاب دادن، تحت تأثیر قرار دادن، خراب کردن، فاسد کردن
تابیدگی، اعوجاج ]سازه[
درز اعوجاج (بتن)، درز تابیدگی (دال بتنی)
دستور کتبی، حکم، مجوز، اجازه، حواله، رسید، فیش، کوپن، عذر موجه، دلیل قانع کننده، توجیه کردن، موجه ساختن، اقتضا کردن، تضمین کردن ضمانت کردن
تضمین مخارج، سد مخارج
ضمانت، گارانتی، ضمانت نامه، مجوز، اجازه، توجیه، دلیل
محتاط، مواظب، مراقب، بیمناک، نگران
راننده محتاط
شستشو، شستن، شستنیها، لایه نازک رنگ، لایه آبرنگ رقیق، با خود بردن، با خود آوردن، شستن و بردن (در مورد سیل، امواج و ...) کندن، ایجاد کردن (گودال، شیار) قابل شستشو بودن
تخته موج شکن
واشر، پولک، شوینده، ماشین رختشویی
(دستگاه) شوینده پرفشار، (دستگاه) شوینده با فشار بالا
(دستگاه) شوینده کم فشار، (دستگاه) شوینده با فشار کم
(ماشین) شوینده راه
شیشهشور (وسیله نقلیه)