شستشو، شستن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلشستشو با اسید
شستشو با الکل سفید
اتلاف، هدر رفتن ]حرارت[
بایر، لمیزرع، موات، زاید، بیمصرف، باطله، اتلاف، تضییع، اسراف، فضولات، ضایعات زباله، آشغال، زمین بایر، زمین بیحاصل، تلف کردن، هدر دادن، ضایع کردن، اسراف کردن
زباله انبوه، زباله جاگیر
پسماند غلیظ شده (فشرده شده)
ضایعات صنعتی، پساب صنعتی
ضایعات معدن
زمین بایر، زمین لمیزرع
مصالح وازده
انتقال زباله، حمل زباله
فاضلاب، پساب
کشیک، نگهبانی، نگهبان، مأمور گشت، شبگرد، مراقب، محافظ، مأمور، ساعت، ساعت مچی، تماشا کردن، نگاه کردن، بیدار ماندن، ناظر بودن، مراقب بودن، شاهد بودن
آب، رود، دریاچه، دریا، آب دادن، آب پاشیدن، آب ریختن، جاری بودن (رود)، آبیاری کردن، آب رساندن
حلال آبی، حلال با پایه آب