تنش نهایی
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sفشار کاری
دامنه تنش
محاسبه تنش
مسیر تنش
کاهش تنش
تنشهای دینامیک
تنیده
باریکه، قسمت، بخش، قطعه، تکه، ناحیه (جاده، زمین، آب)، دوره، زمان، مدت، کش و قوس، کشش، کشسانی، کشسان بودن، کش آمدن، گشاد شدن، گسترده بودن، گسترش داشتن، امتداد داشتن، کشیده شدن
بخش هموار، قطعه هموار
قسمتی از جاده، قطعهای از راه
باریکه آب
ضربه، برخورد، اعتصاب، حمله، هجوم، یورش، خوردن، اصابت ک ردن، برخورد کردن، ضربه زدن، ایجاد کردن (جرقه)، روشن کردن (کبریت)، به خاطر رسیدن، به مغز خطور کردن، شروع شدن، در گرفتن (طوفان)، روی دادن، حادث شدن، اعتصاب کردن
مجموعه حروف، رشتهای از حروف الفبا
نوار، نواره، تسمه، زورا، زهوار، باریکه، خیابان پر مغازه، خیابان تجاری (در آمریکا)
نواره تثبیتشده (نواری به عرض یک متر در امتداد شانه راه)