مقطع خاکریزی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fشیب خاکریز
پر کردن منبع
زمین خاکریزیشده
فیلر، پرکننده، گرد سنگ، زبره، پرکن (رنگ، چسب)، لایی، لقمه، بتونه
ماده پرکننده درز، درزگیر، درزبند، درز پرکن
پرکردن، خاکریزی، آباندازی (سازههای آبی)
پرکردن درز، درزگیری
پر کردن جای چرخها، شیارگیری
درپوش باک بنزین
پمپ بنزین، جایگاه سوختگیری
لایه نازک (خاک، غبار و ...)، ورقه، قشر، فیلم، حلقه فیلم، فیلم سینمایی، به صورت فیلم درآوردن، فیلم ساختن، فیلم کردن
حلقه فیلم
غشای آب، لایه نازک آب
فیلتر، صافی، پالایه، صافکن، علامت گردش به چپ آزاد، چراغ گردش آزاد (بریتانیا)، از صافی گذراندن، فیلتر کردن، تصفیه کردن، عبور کردن، گذشتن، گردش کردن، آزادانه گردش کردن (ترافیک)
فیلتر هوا، صافی هوا