طرفین قرارداد
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pطرفهای مناقصه، طرفین مزایده
تقسیم، تجزیه (کشور، سرزمین)، بخش، قسمت، جزء، تیغه، دیواره، پاراوان، تقسیم کردن، تجزیه کردن
همکار، شریک، شریک بودن
شریک قراردادی، همکار قراردادی
مشارکت، شراکت، همکاری، همیابی، شرکت
جشن، مهمانی، ضیافت، گروه، دسته، هیأت، طرف، شریک
طرف قرارداد
جواز، مجوز، برگ عبور، کارت ورود (برای اتوبوس، قطار و ...)، گذر، گذرگاه، معبر، عبور کردن، گذشتن، رد شدن، گذراندن، عبور دادن، قبول کردن، تصویب کردن، صادر کردن، اظهار کردن، ابراز کردن
کارت بلیط اتوبوس
توضیح تکمیلی
(کارتی که به مسافر اجازه استفاده از سرویس حملونقل عمومی را در یک دوره زمانی معین میدهد.)
عبور آزاد
کارت تخفیف
مجوز فصلی [پارکینگ]
صدور حکم
تابلوی تردد از هر دو سمت میانه
دارنده مجوز عبور، دارای مجوز عبور