معنی و کاربرد واژه
- اصطلاح انگلیسی
- pass
- معادل فارسی
- جواز، مجوز، برگ عبور، کارت ورود (برای اتوبوس، قطار و ...)، گذر، گذرگاه، معبر، عبور کردن، گذشتن، رد شدن، گذراندن، عبور دادن، قبول کردن، تصویب کردن، صادر کردن، اظهار کردن، ابراز کردن
منبع: واژهنامه سایت قدیمی پرتال حملونقل
متن منبع حفظ شده است. معادلها و توضیحات این واژهنامه ممکن است به بازبینی تخصصی نیاز داشته باشند.
آخرین ویرایش در منبع: ۲۰۱۶-۰۲-۰۹ (میلادی)