انطباق، تلفیق، برهمنهی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sانطباق شبکهها، تلفیق شبکهها
روسازه، روبنا
نظارت، سرپرستی، اداره، هدایت، راهنمایی
نظارت کارگاهی
گروه نظارتی، تیم نظارتی
ناظر، سرپرست، مدیر
ناظر کارگاهی، ناظر مقیم
سرپرست آموزش
اضافی، جنبی، تکمیلی، فوقالعاده، مکمل (زاویه، ریاضی)
شرایط تکمیلی (پیمان)
اعتبار اضافی
روشنایی مکمل، نورپردازی تکمیلی
تابلوی اضافی، تابلوی تکمیلی
تأمینکننده، تهیهکننده، فراهمآورنده، عرضهکننده، مسؤول تدارکات
عرضه، تهیه، تأمین، تدارک، تدارکاتی، تدارکات، موجودی، ذخیره، لوازم ضروری، لوازم، ضروریات، تأمین کردن، فراهم کردن، تهیه کردن، تدارک دیدن، برآوردن (نیاز)، عرضه کردن، پیدا کردن، به دست آوردن (پاسخ)