دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۵۸۰ مدخل · حرف O
پاک کردن فیلترها ×

تاریک، تیره، تار، مبهم، گنگ، پر ابهام، پیچیده، غامض، نامعلوم، گمنام، پنهان کردن، تار کردن، تاریک کردن، مبهم کردن، نامفهوم کردن

رعایت، حفظ، مراعات (مقررات، رسوم و ...)، برگزاری، به جای آوردن، گزاردن، اقامه، آیین، مراسم

دیدن، مشاهده کردن، ملاحظه کردن، مطالعه کردن، رعایت کردن، مراعات کردن، به جای آوردن، گزاردن، جشن گرفتن، برگزار کردن، اظهار نظر کردن