تأمین بودجه دولتی
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fتأمین مالی توسط کاربر [زیرساخت]
طرح تأمین مالی، برنامه تأمین بودجه
یافته، کشف، اکتشاف، پیدا کردن، یافتن، کشف کردن، دریافت، فهمیدن، متوجه شدن، دیدن، احساس کردن، روشن کردن، معلوم کردن، وجود داشتن، یافت شدن، فراهم کردن، تهیه کردن، اعلام کردن، خواندن، تشخیص دادن، شناختن (حقوق)
نتیجه تحقیقات، حاصل بررسیها، یافته، دریافت، حکم، رأی، تصمیم، تشخیص
نتیجه مطالعه، یافته مطاله
جریمه، جریمه کردن، صاف، آفتابی، باز (هوا)، زیبا، قشنگ، ظریف، نازک، لطیف، خوش (خط)، نرم، ریز، کوچک، خالص، ناب، تصفیه شده (فلز)، دقیق، بسیار خوب، عالی
جریمه کردن
جریمه در محل
مصالح سنگی ریزدانه، سنگدانه ریز (بتن)
ماسه ریز
خاک ریزدانه
ریزدانهها، نرمه (خاک، سنگدانه)، جریمهها
تصاعدی بودن نرخ جریمهها
مصالح ریزدانه برای ماکادام آبی
مدول ریزدانگی